
خنده و گریه
خوب من بعد قرنی برگشتم که دوباره خنده رو لباتون بیارم امید وارم بتونم موفق بشم
خوب شروع میکنیم به نام خدا
.
.
.
.
می دونی اگه پرشیا با ۲۰۶ ازدواج کنه بچشون چی میشه ؟ میشه فولکس آخه ازدواج فامیلی بوده بچه عقب مونده شده
.
.
.
.
غضنفر صبح یه لیوان خاکشیر میخوره، تا شب پشتک میزنه که تهنشین نشه!
.
.
.
.
حیف نان کیس کامپیوترش رو میبره تعمیرگاه می گه آقا اینو برای ما تعمیر کن. مرده می گه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!
.
.
.
.
مگسه توی سالگرد ازدواجش، همسرش رو بغل میکنه و بهش میگه: عزیزم، من تو رو با هیچ گهی عوض نمیکنم...
.
.
.
.
ترکه کارخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می
گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند روی عمامه ها آرم نایک می زده
.
.
.
.
آبادانیه میره تو یه کتابفروشی .... میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ........... کتابفروش میگه : نه ........ آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!
.
.
.
.
خبرنگار از یه آبادانی میپرسه ، جمعیت آبادان چقدر هست؟ آبادانی در جواب میپرسه با حومه یا بدون حومه؟ خبرنگار میگه با حومه آبادانی میگه با حومه میشه هفتاد میلیون !!
.
.
.
.
من هنوز نفهمیدم وقتی میگن به افتخارش دست بزنید دقیقاً باید به کجای طرف دست بزنیم؟
.
.
.
.
پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟...
.
.
.
.
هنگام بازدید رییس از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسید شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روانپزشک گفت:
ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمارمیگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
رییس:
آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتراست.
روانپزشک گفت:
نه! آدم عادى در پوش زیرآب وان را بر میدارد .شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد یا نه ؟
4jokes.loxblog.com
نظرات شما عزیزان:
Design By : Mihantheme |
